بیست و یک ماهگی آلا
جیگر طلای مامان سلام.خانوم گل شیطونم خیلی بانمک شدی ماشالا.
دیگه تقریبا کامل حرف میزنی.اونم خیلی بانممممک.بین هر کلمه فاصله میدی،چشماتم یه کوچولو میبندی.از دستاتم موقع حرف زدن استفاده میکنی.میخوای خودتو لوس کنی سرتم کج میکنی و چشماتم ریز و خوشگل میکنی
منم فقط میخورمت.![]()
یه کار بدی میکنی اینه که وقتی آرش نمیذاره کاری بکنی گازش میگیری.
تا حالا چند بارم ناکارش کردی.
آخرین بار رو کتفشو گاز گرفتی اونم محکم.آرشم از درد دستتو گاز گرفت.دو تاییتون خیلی گریه کردین.
شما چیزی دستت میگیری آرش میاد ازت میگیره،یا به سبک خودش میگه بازی کنین که باهم نمیسازین.
چند وقتیه پوشک اذیتت میکنه.انگار حساسیت پیدا کردی.رو کمرت جوشتی ریز زده بود.همش میخواستی پوشکتو در بیاری.منم بعد از ظهرا پوشکت نمیکنم تا وقتی خونه باشیم.تو این مدت یاد نگرفتی بگی دسشویی ببرمت.همش باید لباستو عوض کنم.ولی دسشویی رفتنو دوس داری.میگی "دمپایی پوشم".قشنگ میری تو دسشویی میشی،کارتو میکنی.ولی کی دیگه بیارتت بیرون.
به زور و جیغ و داد میای بیرون.پاتو سفت میگیری که نتونیم از پات درش بیاریم.![]()
اشتهات همچنان خوب نیست.کم غذا میخوری.چند روزه سرفه میزنی،دکتر بردمت گفت مشکلی نداری ممکنه حساسیت باشه.دیگه تقریبا یه وعده میخوری.همش شیر میخورم.بعضی وقتا از این همه شیر خوردنت خسته میشم.مخصوصا شبا وقتی خوابت میبره.دیگه واقعا کم میارم.
به هر کی میخوای سلام لدی،دستاتو باز میکنی و میدوی میپری بغلشو دستاتو دور گردنش حلقه میکنی.
به خداحافظ میگی ابابظ.
به نگاش میگی اگاش.
تلفنو میبینی میگی "الو سلام کنم".![]()
نمیدونم چرا با لباش پوشیدن مشکل داری.لباستو در بیارم دیگه به زور باید تنت کنم.تو خونه همش شلوارتو در میاری.![]()
سه تا پیراهن برات دوختم.🤗چهارمیشم چیزیش نمونده تموم شه.اگه اینقد اذیت نکنین و بذارین بازم برات لباس میدوزم.
بالاخره یه دندون دیگم درآوردی.دهمین مرواریدته.دندون نیش چپ از پایین.سه روز پیش متوجهش شدم.جالبیش اینه فقط یه نقطه ازش درومده و همونم بلند شده.![]()
میگم آلا فرفریانو بزن کنار،اینقد خوشگل موهاتو که اومده تو صورتت با دست میزنی کنار.![]()
با بابا بهزاد خیلی رابطت خوبه و اکثرا بهونشو میگیری.چون خیلی باهات بازی میکنه.
دو هفتس آرشو میبرم ژیمناستیک.دو بار آخرو پیش بابایی گذاشتمت.دفعه قبل خوابیدی.ولی بار اول خوابت میومد و نخوابیدی و حسابی بهونه گرفتی.البته آرشم دیگه علاقه نداره بره ژیمناستیک.احتمال زیاد دیگه نبرمش.همش پنج جلسه رفت.میره اونجا فقط نگاه میکنه.
نمیدونم چرا تو ارتباط گرفتن اینقد مشکل داری آرش جان.تو خونه شیطونی.میریم جایی بدتر میشی.اصلا حرف گوش نمیدی.همه همش در حال تذکر دادن بهتن.دیگه خسته میشم از این همه تذکر و تهدید.میریم تو باشگاه ساکت یه گوشه وایمیسی فقط نگاه میکنی.اصلا با بچه ها تمرین نمیکنی.به مربیتم سپردم هواتو داشته باشه،ولی فایده نداره.همشم میری آخر صف وایمیسی.بعضی وقتام بهت نوبت نمیفته توام حرکتو انجام بدی،یا خودت نمیخوای.نمیتونی از خودت دفاع کنی.
یه ماهم اسکیت بردمت.اصلا با مربیت ارتباط نگرفتی.همش پشت من قایم میشدی و از مربیت فرار میکردی.به حرفاشم گوش نمیدادی.آخرشم یاد نگرفتی.دیگه نبردمت.
میخوام بذارمت مهد دو زبانه.ببینم اونجا چی کار میکنی.
با پولای تولدتم برات موتور شارژی خریدیم پسرم.اوایل تو خونه بازی میکردی.الان خیلی کمتر.دو بارم بردیمش تو پارک جلوی خونه.خیلی خوشت اومد.آلا هم سوار میشه میخوره به جایی همچنان گاز میده که صدات بدجوری در میاد و سرش داد میزنی که نکن.خیلی سر اسباب بازی دعواتون میشه.
یه سری عکسم میذارم.چند تای اول که مثله همن مال همین چند لحظه پیشه.
خیلی دوستون دارم.عاششششقتوننننننم.![]()
دیشبو خونه مامان اینا موندیم.آلایی خم شد دمپاییو برداره محکم پیشونیش خورد به سنگ جلوی آینه.
اولش تو رفت بعد ورم کرد.جاشم الان یه خط افتاده.واقعا خدا بهش رحم کرد.خیلی گریه کرد.ضربه بدی بود.سرشو گرفته بود و بد گریه میکرد.
دردت به جونم عروسکم. ![]()
جای ضربه دیشب.😔
مداد وکاغذ دستت گرفتی.😊
دندون خوشگلت.😄

دیشب تولد بابا بهزاد بود.

رفتی تو تراس سیمان بازی کردی.😒

چند روز پیش رفتیم خونه دوستم.این دخترش یاسمینه.اولش خوب بود.ولی بعد یاسمین خیلی جیغ و داد و بدقلقی کرد.زودتر برگشتیم.

چند شب پیش رفتیم پارک.

با رنگ انگشتی نگا چی کار کردی.😒

.

.

این پیراهنو خودم دوختم.😊

.

رفتی سر کیفم رژلب مالیدی به خودت.😒

.

.
موهاتو سشوار کردم.😊
.
اینجا رفته بودیم ایلام.با خاله اینا رفتیم تفریح میشخاص.
.
اینم خودم دوختم برات.
.
لباسا و کفش آرش پوشیدی.😊
.
این اولین پیراهنی بود که برات دوختم.ماه رمضون بود افطاری دعوت بودیم.دلمـمیخواست پیراهن تنت کنم ولی نداشتی.اینو برات دوختم.😊




بیست و یک ماهگی آلا 


